تبليغاتX
نان
نوشته های زیر٬نوشته های یک دیوانه است ! آرام بخوانید...

يعني هيچي...يعني نقطه تو نقطه...يعني گير کردن ده تا نقطه تو يه نقطه..يعني سردرگمي يه خط تو يه نقطه...
يعني نقطه بدون نقطه...يعني نقطه با فاصله از ترس خط شدن..يعني نقطه فراري از نقطه..يعني نقطه تو فکر نقطه..يعني نقطه تو خواب نقطه...يعني نقطه اسير نقطه ها...و نقطه ها اسير نقطه...يعني نقطه گيج خط وجودش...

ميدوني نقطه اگه وصل به نقطه اصلي باشه
بعد نقطه اصلي پاک شده باشه
 بي هيچ گناهي
نقطه اي که ادامه اون نقطه است
هميشه در حال چرخش دور خودشه؟

 نقطه ها قشنگن
چون فرارين از خط شدن
 تازه نظم هم ندارن

 نقطه تانقطه نشده نمي دونه چيه!
 وقتي نقطه ميشه تازه ميفهمه
 که اول بيچاره شدنشه!
 
عجب داستاني داره نقطه
 نه؟
خيلي ها نقطه رو ازسر خالي بودن عريضه ميذارن
 خيلي ها هم واسه اينکه نميخوان کامل حرفشون رو بزنن
 بيچاره نقطه
اختياري نداره 
اي کاش نقطه مي فهميد که خط شدن هم فايده اي نداره!!!


اوس رحمان!
زد تو گوش اوستاش، دلش خنک شد ، تا اون باشه به مادرم بیراه نگه...
اوستا داشت هی حرف میزد و رحمان فقط نگاه میکرد ؛ من که نمی خورمش، خودش به خودش شک داره! زنیکه دوزار قیافه نداره فک کرده من می خورمش! بهش بگو خودش بیاد فردا اگه خواست پولو بهش بدم... رحمان چیزی نگفت ، فقط سعی کرد صدای فشردن دندوناش گوش پر موی اوستا رو حساس نکنه ، گذاشت حرفای اوستا تموم بشه و بعد خداحافظی کرد و زد بیرون.
رفته بود کارگاه خیاطی تا کار سفارش بده، شنید که صاحب کارگاه به یکی از شاگرداش می گفت ، به مادرت بگو ما ارادت خاصی بهش داریم و... تاب نیاورد ، اوستای کارگاه رو به باد کتک گرفت... یه دل سیر که اوستا رو زد، به نوجوان کارگر یه کاغذ داد و گفت فردا برو این آدرس بگو منو اوس رحمان فرستاده، از این به بعد اونجا کار می کنی ....

کم واژه (3)
خدایا علم داریم! ایمان نه...


کم واژه(2)
انت الذی فتحت لعبادک بابا الی عفوک
در را باز گذاشته ام ٬ تا پشت در نمانید وقتی که بر می گردید!...

مناجات خمس عشر٬مناجات التائبین


کم واژه (1)
و لا اری لکسری غیرک جابرا

ای همه ی شما که شکسته اید!
من شکسته بندم.
مناجات خمسه عشر
مناجات التائبین